مکتب های خانواده درمانی

رویکردهای نظری اصلی در حیطه خانواده درمانی عبارتند از: خانواده درمانی روان تحلیلی، خانواده درمانی تجربیاتی، خانواده درمانی شناختی رفتاری، خانواده درمانی ساختی ، خانواده درمانی استراتژیک

خانواده‌درمانی: روان تحلیلی

جنبش خانواده‌درمانی عمدتا تحت تاثیر نظریه سیستم‌ها، گسترش درمان روان‌کاوی به حوزه خانواده، پیدایش مراکز راهنمایی کودک و مشاوره زناشویی و گروه‌درمانی شکل گرفت. در این نگرش و رویکرد، هنجارها و ناهنجاری‌های رفتار فرد در بستر خانواده، تجزیه و تحلیل، ادراک و درمان می‌شود. فروید و دیگر روان‌کاوان از لحاظ نظری و ژرف‌نگری نقش مهمی در بررسی خانواده داشته‌اند، زیرا بر اهمیت وقایع اوایل کودکی و تاثیر این وقایع بر بزرگسالی، تاکید می‌کردند و کودکان را تحت روان‌درمانی قرار می‌دادند.

خانواده‌ درمانی تجربیاتی

این شاخه در دهه 1960 از دل نهضتی مبتنی بر اصالت انسان و اصالت وجود برخاسته بود. در این رویکرد بر تجربه فوری و کنونی در مقابل اطلاعات تاریخچه‌ای تاکید می‌شود و بر مفاهیمی همچون رویارویی، فرایند، رشد، خودجوشی و عمل تاکید می‌شود. از نظریه و عوامل ذهنی اجتناب می‌شود. کیفیت تجربیات مستمر در خانواده، ملاک اندازه‌گیری سلامت روانی و تصمیم‌گیری راجع به مداخلات درمانی است.امروزه خانواده درمانی تجربیاتی بر عاطفه، یعنی هیجان‌ها تاکید می‌کند. درمانگرانی که از این رویکرد استفاده می‌کنند، بر این نکته واقف اند که آگاهی و ابراز احساسات باید ابزاری برای کامرواسازی شخصی و خانوادگی باش.در این رویکرد اهداف اصلی درمان شامل موارد زیر بود:

تاکید بر رشد و نمو، تغییر، خلاقیت، انعطاف‌پذیری، خودجوشی و شوخی است.
آشکار کردن آنچه ناآشکار است.
افزایش نزدیکی عاطفی همسران و انعطاف‌ناپذیری بیهوده
باز کردن دفاع‌ها، افزایش عزت نفس و بهبود پتانسیل برای تجربه کردن.

خانواده ‌درمانی‌های رفتاری و شناختی _ رفتاری

از نگاه مشاوره خانواده ، روانشناسی رفتاری بررسی ارتباط میان ذهن و رفتار ما است. پژوهشگران و دانشمندانی که در زمینه‌ی روانشناسی رفتاری مطالعه می‌کنند، در تلاش اند تا درک کنند دلیل رفتارهای ما چیست و الگوهای رفتارها و اقدامات ما را بشناسند. رفتارگراها معتقدند که واکنش‌های ما به محرک‌های محیطی، اعمال ما را شکل می‌دهند. پژوهشگران این حوزه امیدوارند بتوانند با استفاده از رفتارگرایی به شناخت الگوهای رفتاری و در نتیجه پیش‌بینی رفتار انسان و همچنین حیوانات دست پیدا کنند. در این صورت انسان‌ها می‌توانند رفتارها و عادات فردی بهتری در خود ایجاد کنند و از این طریق جوامع انسانی نیز تبدیل به مکان‌های بهتری برای زندگی شوند.رفتارگرایی که با نام روانشناسی رفتاری نیز شناخته می‌شود، یک نظریه‌ی آموزشی بر پایه‌ی این ایده است که همه‌ی رفتارها از طریق شرطی شدن حاصل می‌شوند. شرطی شدن از طریق تعامل با محیط رخ می‌دهد. بر اساس این سبک فکری، رفتار می‌تواند به روشی منظم و قابل مشاهده و بدون توجه به حالت‌های روانی درونی بررسی شود. در سبک فکری رفتارگرایی، اساسا تنها رفتارهای قابل مشاهده و ملموس باید در نظر گرفته شوند، زیرا شناخت‌ها، احساسات و حالت‌های روانی بسیار ذهنی هستند.نظریه پردازان عمده آن ویلیام مسترز، ویرجنیا جانسون، جوزف ولپه، بندورا و … هستند.

مکتب خانواده ‌درمانی ساختی

خانواده درمانی ساخت نگر به خاطر تاکید بر بافت خانواده در پیدایش مسائل و همچنین یافتن راه حل های درمان آن مشکلات، با رویکردهای دیگر نظام های خانواده، وجه اشتراک دارد. با وجود این، کاربرد استعاره های فضایی و سازمانی آن، چه از لحاظ توصیف مشکلات و شناسایی راه حل ها و چه از لحاظ تاکید بر رهنمودها و دستورات مستقیم و فعال درمانگر، باعث منحصر به فرد بودن این رویکرد می شود. فرض اصلی این الگو – یعنی اینکه نشانه های فرد را می توان به بهترین وجه در بستر الگوهای تبادلی خانواده شناخت، اینکه تغییر در سازمان یا ساختار خانواده باید قبل از تخفیف نشانه ها صورت گیرد، و اینکه درمانگر باید نقش رهبری را در تغییر ساختار یا بافتی که نشانه از آن نشات گرفته است، به عهده گیرد – حداقل به مدت دو دهه – تاثیر زیادی بر شیوه کار بسیاری از خانواده درمانگران داشته است… .

خانواده‌درمانی‌ استراتژیک، سیستمی

خانواده درمانی‌های استراتژیک، سیستمی و متمرکز بر راه‌حل، روش مدار و کوتاه‌مدت هستند. درمان‌های استراتژیک، سیستمی و متمرکز بر راه‌حل مرهون کار میلتون اریکسون است. هدف وی در درمان ایجاد تغییر بود. وی به استفاده از منابع خود مراجعان و طراحی استراتژی خاص برای هر مشکل خاص معتقد بود. اریکسون با مراجعانش کار می‌کرد تا به آنها کمک کند که برای کمک به خود فعال شوند. وی این کار را از طریق ارائه دستورالعمل‌ها و پیشنهادات غیرمستقیم به آنها انجام می‌داد. زمانی که از اقدام‌های مراجعان نتایج سودمندی به دست می آمد، به کسب بصیرت افراد بی‌توجهی نمی‌‌کرد.
خانواده درمانی‌های استراتژیک، سیستمی و متمرکز بر راه‌حل، از میراث مشترکی برخوردارند، زیرا همه آنها عقاید اریکسون را کسب کرده و برخی از روش‌های وی را به کار می‌برند مثل ملاقات با خانواده‌ها در یک دوره زمانی محدود- با این وجود با یکدیگر متفاوت اند. نوع اول خانواده درمانی استراتژیک محصول مطالعات بیستون در دهه 1950 است. از فعال‌ترین حامیان جدید این رویکرد، واتسلاویک و ویکلند هستند. نظریه پردازان این روش عبارتند از: واتسلاویک، ویکلند، هافمن، پن و رابکین. نوع دوم خانواده درمانی استراتژیک در واشنگتن ایجاد شد. مشهورترین درمانگران آن هیلی و کلومدنز هستند.خانواده درمانی سیستمی توسط گروه میلان به وجود آمد. برخی از آنها، پالاتزولی، لویجی، بوسکولو، سگچین و پراتا هستند.خانواده درمانی متمرکز بر راه‌حل، توسط شیزر و همکاران به وجود آمد.در این رویکردها که برگرفته از تکنیک های مشاوره خانواده می باشد، اعتقاد براین است که افراد و خانواده‌ها می‌توانند به سرعت تغییر کنند و درمان باید ساده و عملی باشد. تمرکز روی تغییر رفتارهای مرضی و قواعد ساخت است. گاهی اوقات شاید نیاز باشد خانواده‌ها برای تغییر به سختی کار کنند و از فنونی از قبیل: به فعل درآمدن، مراوده‌های خانوادگی، تجربیات شاق، اضداد، وانمودسازی و مراسم تشریفات استفاده کنند. در سایر موارد، تمرکز روی استثنائاتی برای راه‌حل‌های ناکارآمد و فرضی و تغییرات جزئی می‌تواند در خانواده تفاوت ایجاد کند.