ناسازگاری در کودکان

از نظر روانشناسی رفتارهایی ناسازگار شناخته می شوند که با نظر و دیدگاه دیگر افراد جامعه و یا خانواده و بزرگترها سازگاری ندارند.

 

از نظر روانشناسی رفتارهایی ناسازگار شناخته می شوند که با نظر و دیدگاه دیگر افراد جامعه و یا خانواده و بزرگترها سازگاری نداشته و بر خلاف میل آنهاست. در هنگامی که یک فرد با رفتارهای ناسازگار در کودک مواجه می شود قطعا احساس بدی به او دست خواهد داد و ممکن است این رفتارها موجب ایجاد رفتارهای بدتری از سوی دیگران و واکنش نشان دادن به آنها شود.والدین باید توجه کنند که هیچگاه نمی بایست که به رفتار کودک حس بد داشته باشند و بطور مثال در قبال فلان کار کودک بگویند که او از سر عمد قصد اذیت ما را دارد وحرص ما را در بیاورد و برای همین این کار را انجام می دهد که نتیجه این فکر از طرف فرد بزرگسال فارغ از نقش پدری یا مادری نتیجه ایی جز از بین رفتن اعتماد بین کودک با اعضای خانواده و همچنین بی اعتماد شدن به خویش نتیجه ایی نخواهد داشت.رفتار دیگری که انجام درست آن میتواند تاثیر بسیار خوب و مثبتی بر عملکرد و رفتار کودک داشته باشد این است که بایستی از دادن دستورات مبهم و گنگ که باعث گیجی کودک میشود به شدت پرهیز نمود چرا که این رفتارها و دستورات میتواند تاثیر بسیار بدی بر روی کودک و تفکر او نسبت شما داشته باشد. به طور مثال اگر پدر و مادری به فرزند خود بگویند که اتاقت را سریعا مرتب و وسایلت را جمع آوری کن خیلی بدتر از این حالت است که با لحن با محبت خود او را تشویق به تمیز کردن اتاقش کنند.حالتی که در آن با گفتن دختر یا پسر عزیزم دوست دارم که تا لحظات دیگر وسایلت را مثل همیشه مرتب و منظم جمع کنی و اتاقت مثل همیشه زیبا به نظر بیاید.

انواع رفتارهای ناسازگارانه

روانشناسان معمولا رفتارهای ناسازگار را در سه گروه تقسیم بندی می کنند:

1-اختلال بیش فعالی و کمبود توجه

2-اختلال لجبازی و نافرمانی

3-اختلال سلوک

گرچه شباهت های زیادی بین آن ها وجود دارد, ولی ویژگی های متمایز کننده ای هم در آنها به چشم می خورد. ممکن است علایم هر سه طبقه در یک کودک دیده شود که برای آشنایی بیشتر به رفتارهای هر کدام اشاره می کنیم.

1)کودکان بیش فعال و کمبود توجه

نمی توانند رفتارشان را کنترل و تنظیم کنند

نمی توانند رفتارهای هماهنگ و مناسب با اطرافیان ,از خود نشان دهند

دارای علامت هایی مثل کم توجهی, حواس پرتی و کمبود تمرکز هستند

خیلی سریع توسط محرک های خارجی دچار حواس پرتی می شوند و از کار و وظیفه اصلی خود بازمی مانند

اغلب وسایلشان را گم می کنند و فراموش کارند

رفتارهای جسورانه و خطرناک از خود نشان میدهند

مرتب حرکت می کنند و آرام وقرار ندارند

2)کودکان لجباز و نافرمان

از قوانین روزمره سرپیچی می کنند

با بزرگترها بیش از حد بحث و جدل می کنند

عصبانی و زودرنج اند

کینه توز و انتقام گیرند

3)کودکان دچار اختلال سلوک

معمولا به حقوق دیگران تجاوز می کنند

در نزاع  و کتک کاری از وسایل خطرناک مانند چاقو و ... استفاده می کنند

به اموال عمومی و دیگران آسیب می رسانند

فرار از خانه و مدرسه در آنها بیشتر دیده می شود

چگونه با رفتارهای ناسازگارانه فرزندان برخورد کنیم؟

اگر خودمان تحت فشارهای روانی ناشی از زندگی و کار قرار داریم و نمی توانیم رفتار و گفتار خود را کنترل کنیم بهتر است قبل از انجام هر کاری در مورد فرزند خود بفکر روشی برای کنترل فشارهای خود باشیم.

افکار غلط و انحرافی در مورد فرزند خود نداشته باشیم. چنین افکاری زمینه بوجود آمدن احساس بسیار بد را نسبت به فرزند مهیا می کند و یقینا بر رفتار ما و او اثر منفی می گذارد. از ارائه دستورات مبهم, کلی و تکراری اجتناب کنیم.

به جای سخنرانی و بحث و جدل , کوتاه و موثر با لحنی محکم ولی در کمال آرامش به او گوشزد کنیم که رفتارش بر ما چه تاثیری گذاشته و اگر از این رفتار خود دست برندارد چه عاقبتی در انتظار اوست.

به یاد داشته باشیم عاقبتی را برای او مشخص کنیم که شدنی و کوتاه مدت باشد مثلا نگوییم «برای همیشه از این خانه خواهم رفت» یا « حق نداری از این به بعد تلویزیون تماشا کنی»بهتر است بگوییم امروز از دیدن این برنامه محروم هستی یا این هفته تو را به پارک نمی برم.

با مشارکت فرزندمان فهرستی از مهمترین قوانین در خانه به ترتیب و همراه با روش انجام دقیق آنها تهیه کرده و پس از مشخص کردن نوع محرومیت برای انجام ندادنشان, با قاطعیت اجرا کنیم.

از تببیه بدنی اکیدا خودداری کرده و در صورت نیاز از محرومیت سازی های کوتاه مدت استفاده کنیم.

از سرزنش و تحقیر کردن و مقایسه فرزندان جدا خودداری کنید.


ویرایش و جمع آوری: زهرا خجسته