مقایسه سه عامل موثر بر پیشرفت تحصیلی دانشجویان(3)

تاثیر ذهن آگاهی و نیاز به شناخت

یافته های پژوهش حاضر نشان می دهد که بین سه گروه در ذهن آگاهی تفاوت معنادار وجود دارد. به طوری که میانگین نمرات ذهن آگاهی دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی بالا از دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی متوسط و پایین و میانگین نمرات دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی متوسط از دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی پایین بیشتر بود که این تفاوت میانگین ها در گروه ها از نظر آماری معنادار بودند. این نتایج با پژوهش (بایچیمن، لو، هوانگ، ریوس، کای، پیدجن، هاتچینز و پترسون) همسو است. (بایچیمن، هاتچینز، پترسون ) در پژوهشی که به انجام رساندند به این نتیجه دست یافتند که ذهن آگاهی باعث کاهش اضطراب، بهبود مهارتهای اجتماعی و همچنین باعث ارتقاء و بالا رفتن عملکرد و پیشرفت تحصیلی می شود. نتایج مطالعات (کای، پیدجن ) حاکی از آن است که بین ذهن آگاهی و خودکارآمدی تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد. ذهن آگاهی، فرد را در مسیری قرار می دهد که با ذهنی باز و آگاهانه به آنچه در حال یادگیری است دقت کند و از این طریق به یادگیری عمیق و تفکری واضح در مسائل تحصیلی دست یابد، و در مسیر پیشرفت، تدوین هدف های روشن و عملکرد بهتر تحصیلی گام بردارد (بنت، دُرجی). با افزایش میزان ذهن آگاهی کنترل فرد نسبت به رویدادهای مختلف زندگی از جمله در زمینه تحصیلی بیشتر می شود و ترس کمتری را تجربه می کند، ترس از شکست منجر به عدم درگیر شدن افراد در زمینۀ موفقیت در تکالیف میشود، (از این رو دقیق تر می تواند موقعیت های متنوع زندگی خویش را ارزشیابی کند و مناسب ترین تصمیم را بگیرد. (بر پایه نظریه براون و ریان)، ذهن آگاهی از طریق افزایش ظرفیت آگاهی و متمرکز نمودن توجه باعث می شود زمان هایی که ذهن انسان منحرف یا سرگردان می شود، آگاهی خود را به هدف و کاری که انجام می دهد بازگرداند، که بر اساس دیدگاه (هاول و برو) این افزایش آگاهی، باعث می شود فرد عملکرد مناسبی را در حیطۀ تحصیلی پیش بگیرد و کمتر دچار شکست و افت در زمینه های مختلف از جمله پیشرفت تحصیلی شود. به همین منظور ذهن آگاهی باعث انتخاب راهبردهای مناسب، پیگیری تکالیف و کاهش نگرانی هایی مزاحم در تکمیل موفقیت آمیز تکالیف می شود که این امر منجر به پیشرفت تحصیلی بالا در دانشجویان می شود. یافته ها در باب نیاز به شناخت نشان داد که میانگین نمرات دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی بالا و متوسط از دانشجویان دارای پیشرفت تحصیلی پایین بیشتر بود که این تفاوت میانگین ها از نظر آماری معنادر بودند. این نتایج با پژوهشهای (سادوسکی، گولگز، لونگ و همکاران )  و (پاپویسی، باربو، کاستا، کولدا) همسو است. نتایج پژوهش (لونگ و همکاران) و (پاپویسی، باربو، کاستا، کولدا) نشان داد که بین نیاز به شناخت و پیشرفت تحصیلی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و افرادی که در آنها نیاز به شناخت بالاست، عملکرد مطلوب بالاتری در دانشگاه دارند و تمایل بیشتری برای شرکت در فعالیت های شناختی فعال دارند. ادبیات برجسته دانشجویان با استعداد و موفق، نیاز به شناخت چالشی و عطش آنها برای موفقیت و دانش است. نیاز به شناخت به عنوان یک مفهوم کلی و صفت نسبتاٌ پایدار از انگیزه درونی است، (مایر، واگل، پریکل) که منجر به سرسختی در رسیدن به پیشرفت و دانش می شود. ارتقاء نیاز به شناخت به نوبه خود باعث افزایش انگیزش و امیدواری به تحصیل می شود که این امر پیشرفت تحصیلی بالا را به ارمغان می آورد. (پاپویسی، باربو، کاستا، کولدا) بر اساس نظریۀ (کاسیوپو، پتی) نیاز به شناخت منجر به نیرو بخشی به رفتار به منظور مطالعه بیشتر و تحلیل عمیق فرآیندهای یادگیری می شود. افرادی که نیاز به شناخت بالایی دارند بر ارزش درونی تکالیف و یادگیری تأکید دارند و پیوسته در تلاش برای رسیدن به اهداف تحصیلی تعیین شده هستند. به همین منظور این دسته از دانشجویان از پیشرفت تحصیلی بالایی برخوردار هستند. بر پایۀ دیدگاه (سادوسکی و گولگز)، افرادی که نیاز به شناخت بالایی دارند، تمایل زیادی برای درگیر شدن در فرآیندهای تحصیلی و همچنین به چالش کشیدن تکالیف در آنها وجود دارد. نیاز به شناخت بالا باعث می شود که فرد به تکالیف درسی علاقمند شده و آن را مهم و کاربردی بداند و تمام تلاش خود را به کار بگیرد تا بر تکالیف تسلط یابد و به نظرات خویش اطمینان بیشتری داشته باشد. نیاز به شناخت باعث گسترش مهارت ها، نگرش ها و باورهایی می شود که موفقیت را در طی فرآیند تحصیلی به ارمغان می آورند. از این رو افرادی که در آنها نیاز به شناخت بالاست عملکرد مطلوب بالاتری در دانشگاه دارند و تمایل بیشتری برای شرکت در فعالیت های شناختی فعال دارند که این امر باعث پیشرفت تحصیلی مطلوب در آنها می شود. (پاپویسی و همکاران)