تنظیم هیجان در کودکان اتیسم

 یکی از عواملی که در کودکان مبتلا به اوتیسم با کنش به چشم می خورد مشکل در کنشهای اجرایی است

اختلال طیف اوتیسم به عنوان یک اختلال عصبی تحولی قلمداد شده که توسط رفتارها و علائق تکراری و محدود شونده مشخص میشود. معیارهای تشخیص اختلال طیف اوتیسم در دو زمینه رفتاری مشخص میشوند: الف) نارسایی در ارتباط اجتماعی و تعامل اجتماعی که شامل مشکلات در آغازگری اجتماعی و پاسخ دهی، مشکلات ارتباط غیرکلامی و مشکلات در آگاهی و بینش و روابط اجتماعی است و ب) رفتارها، علایق، و فعالیت های محدود تکراری که بازی، حرکات غیرمعمول، آیین مندی های خاص و مقاومت در برابر تغییر، اشتغال ذهنی با اشیا و موضوعات خاص و رفتارهای حسمی غیرمعمول را در بردارد. هرساله بر آمار کودکان مبتلابه اوتیسم افزوده می شود تا جایی که مؤسسه ملی بهداشت روان آمریکا میزان شیوع این اختلال را در سال 2012 1 مورد در هر 88 نفر تخمین زده است. علاوه بر این اختلاله ای طیف اوتیسم در میان پسران حدود 4 تا 9 برابر بیشتر از دختران دیده شده است و این نسبت. در مواردی تا 7 درصد نیز رسیده است. این کودکان در پردازش اطلاعات حسمی، اختلال داشته و بنابراین پاسخ های غیرطبیعی به محرک های حسی مثل پاسخ های اجتماعی و واکنش های بیش ازحد به آنرا نشان می دهند. اختلال و مشکلاتی در زمینه عواطف مهارت های حرکتی؛ به خصوص حرکات ظریف دست ها، فعالیت های روزمره زندگی و بازی، یادگیری زبان و گفتار طبیعی و مشکلاتی در زمینه تقلید از دیگران در این کودکان دیده میشود. میتوان گفت که این کودکان دارای طیف وسیعی از اختلال های روانشناختی و پزشکی هستند. بنابراین یکی از حوزه های بسیار ضعیف در کودکان طیف اوتیسم، تعاملات اجتماعی است. از طرفی یکی از مؤلفه ها ی مهم در ارتباط ها و تعامل اجتماعی، شناخت اجتماعی است. شناخت اجتماعی همه مهارت های مورد نیاز کودک برای درک تمایلات ، هیجان ها، و احساس های کودکان و بزرگسالان دیگر را دربرمی گیرد. شناخت اجتماعی به فرآیندی گفته می شود که به کمک آن رفتاری در پاسخ به یک همنوع ایجاد می شود. شناخت اجتماعی در انسان، محصول فرآیندهایی است که طی آن یک فرد، خود و هم نوعانش را درک می کند. این فرآیندها شامل پردازش اطلاعاتی است که طی آن فرد، دیگران، و جهان پیرامون (از بعد اجتماعیش) درک و تجزیه وتحلیل می شوند. این فرآیندهای پردازشی می توانند به صورت ناخودآگاه یا خودآگاه صورت پذیرند و درعین حال تاثیر تعداد زیادی از سوگیری های انگیزش قرار گیرند. از طرفی یکی از عواملی که در کودکان مبتلا به اوتیسم با کنش با به چشم می خورد مشکل در کنشهای اجرایی است کنش های اجرایی عصبی شناختی فرایندهای هدف مدار عصب شناختی هستند که مسئول مهار و هماهنگی رفتار بوده و با فرایندهای روانشناختی مسئول مهار هوشیاری، تفکر، و عمل ارتباط دارند. در الگوی بارکلی، کارکردهای اجرایی اعمالی خودفرمان که برای خودگردانی به کار گرفته می شوند، تعریف شده اند. کنشهای اجرایی را میتوان به عنوان شاخصی برای "چکونه" و "چه وقت" انجام دادن عملکردهای رفتاری عادی توصیف کرد که به افراد برای برنامه ریزی اهداف، بازداری پاسخ نامناسب ، انعطاف پذیری، و رفتار آینده مدار کمک می کند. روش های آموزشی و مداخله ای گوناگونی برای کودکان دارای مشکلات عصبی تحولی به کار گرفته شده است. یکی از این روش ها ، آموزش تنظیم هیجان است. تنظیم هیجان به توانایی فرم هیجان ها و تعدیل تجربه و ابراز هیجان ها اشاره دارد. تنظیم هیجانی سازش یافته با سازش و تعاملات اجتماعی مثبت مرتبط است و افزایش در فراوانی تجربه هیجانی مثبت باعث برخورد مؤثر با موقعیت های تنیدگی زا می شود. تنظیم هیجان از تجربه هیجان متفاوت است. تجربه هیجانی معمولا خودکار و شدید است، درحالی که راهبردهای تنظیمی مورداستفاده برای تطبیق با موقعیت آشکار و عمدی است. مشکل تنظیم هیجان در افراد اوتیسم آنقدر جدی است که برخی پژوهشگران آن را به عنوان یکی از ویژگی های ذاتی اوتیسم و یکی از ملاکهای اصلی برای تشخیص اوتیسم می دانند و ریشه بسیاری از مشکلات رفتاری اجتماعی- احساسی و مرتبط در این جمعیت را با آن مرتبط می دانند. آموزش تنظیم هیجان به معنای کاهش و مهار هیجان های منفی و نحوه استفاده مثبت از هیجان هاست. نتایج پژوهش های گوناگون همچون پژوهش های بولمرجر، پرنجر، تال و سایجپر، میم و همکاران، لی و همکاران و هماینوس، هیمم و فرازتی حاکی از اثر آموزش تنظیم هیجان بر مؤلفه های روانشناختی افراد مختلف بوده است که این فرآیند نشان از کارآیی این روش آموزشی در بهبود علائم بالینی افراد دارد.