ساختار ازدواج

ساختار اصلی برای بنا نهادن یک خانواده و پرورش نسل بعدی را فراهم می کند.

ازدواج یک پیوند شناخته شده قانونی و اجتماعی، به طور ایده آل در سراسر عمر است که مستلزم حقوق و تعهدات جنسی، اقتصادی و اجتماعی برای همسران است. ازدواج مهم ترین و اساسی ترین ارتباط توصیف شده است؛ زیرا ساختار اصلی برای بنا نهادن یک خانواده و پرورش نسل بعدی را فراهم میکند. ازدواج نقش مهمی در رشد زیستی، روانی، اجتماعی و حفاظت از عضای خود ایفا می کند. سیستم زوجی، سیستمی است که اعضا ی آن (زن و شوهر) با یکدیگر در تعامل هستند و بر یکدیگر تاثیر می گذارند. تعاملات و الگوهای مراوده ای که بین زن و شوهر جاری است ؛عملکرد ازدواج را به وجود می آورد و یک عملکرد سالم نشان دهنده این مطلب است که الگوهای مراوده ای و تعاملات بین زن و شوهر، در رسیدن به اهداف ازدواج سودمند و مؤثر  است.عملکرد ازدواج یکی از متغیرهایی است که اوضاع و شرایط زوج را در حوزه های مختلف ارزیابی می کند و نشان دهنده توانایی زوج در هماهنگی با تغییرات ایجاد شده در طول حیات، احترام، پذیرش،ترمیم سریع روابط قطع شده، برخورد معمول با سبک ها ی گفتگو،داشتن نیاز به صمیمیت و قدرت، فرزندپروری مقتدرانه، ایجاد شبکه حمایت اجتماعی و دارا بودن تعامل مثبت است. عملکرد ازدواج در ابعاد یازده گانه ارتباط، ابرازگری عاطفی، حل مسأله و تصمیم گیری، نقش، انعطاف پذیری، شیوه فرزندپروری ، اقتصاد و مسایل مالی، اقوام و دوستان، ارزشها، مراقبت جسمانی و روانی و عملکرد کلی تعریف می شود. عملکرد سالم در یک محیط خانوادگی با ارتباطات شفاف، نقش های واضح و روشن، پیوستگی و انسجام و تنظیم احساسی مناسب مشخص می شود و این در حالیاست که عملکرد نامناسب در یک خانواده با سطوح بالای تعارضات، آشفتگی و کنترل رفتاری و احساس ی ضعیف خود را نشان می دهد. عدم توافق در هر رابطه زناشویی طبیعی است. آشفتگی های روابط زوجین و طلاق بیانگر آن است که رضایت زناشویی به راحتی قابل حصول نیست. چه بسا همسران ی که در کنار هم زندگی میکنند؛ ولی رضایت بسیار پایینی در زندگی زناشویی خود دارند. زوجهایی که نسبت به زندگی مشترك حس مطلوبی دارند؛ رفاه، سلامت و امنیت بیشتری داشته و برآوردشان را از توانایی هایشان افزایش داده و مسؤولیت و ایفای نقش والدینی را با رغبت می پذیرند. نابسامانی ازدواج و عدم خشنودی در زندگی زناشویی به طور معنی داری با شیوع اختلالات عاطفی - هیجانی در جمعیت عمومی رابطه دارد. کیفیت ارتباط زوجین با شادمانی،بهزیستی ذهنی و رضایت از زندگی رابطه مثبت و با افسردگی و استرس رابطه منفی دارد. احساس ارزشمندی، پذیرفته شدن توسط شریک صمیمی و احساس امنیت رضایت از رابطه زوجین را پیش بینی می کند. بنابراین پیامدها ی نارضایتی از رابطه زوجی میتواند جدی و گسترده باشد. روانشناسی مثبت نگر، سلامت روانی را معادل کارکرد مثبت روانشناختی تلقی و آن را در قالب مفهوم سازی کرده است.