ذهن خودآگاه

ذهن آگاهی، به شکل تمرین مدیتیشن، از حدود هزاران سال پیش وجود داشته و منشا پیدایش آن به ظهور بودیسم در هند بر می گردد.

 

مقدمه

 با افزایش محبوبیت مسیله ذهن آگاهی، این موضوع به عنوان یک مبحث پربار برای تحقیق در زمینه علوم اعصاب و روانشناسی ظهور کرد. در عملکرد و ساختار مغز افرادی که به صورت تخصصی و برای مدت طولانی مدیتیشن انجام  میدهند تفاوت هایی مانند تغییرات در فعالیت مغز در نواحی مربوط به رفتارهای اجتماعی و احساسی، و افزایش حجم مغز در نواحی مرتبط با حافظه، تنظیم احساسات و عملکرد در سطح بالاتر یافت شده است. حتی یک تمرین کوتاه مدت و متناوب مدیتیشن برای ذهن آگاهی در میان دانش آموزان مدرسه ابتدایی می تواند منجر به کاهش اضطراب اجتماعی، پرخاشگری و سطح کورتیزول (مرتبط با سطوح پایین تنش) شود.

 "دالای لاما" در مصاحبه با متخصصان غربی در مورد اینکه چگونه مراقبت و توجه با رهایی از رنج ارتباط دارد، تاکید کرد. این فلسفه به آموزش ذهن آگاهی تبدیل شده است و نشان داده که به رهایی بدن از استرس های ذهنی و جسمی و «خود» کمک می کند، همانطور که در گذشته افرادی که مراقبه و مدیتیشن انجام میدادند قادر بودند با این تکنیک روی میخ بخوابند.

چگونه ذهن آگاهی میتواند توانایی های شناختی و خلق و خو را بهبود می بخشد؟

به طور خلاصه اثرات آموزش ذهن آگاهی در بسیاری از مطالعات در بزرگسالان نشان دهنده کاهش کلی اضطراب، افسردگی و استرس در گروه های بالینی و غیر بالینی می باشد. این تاثیرات، به طرز با اهمیتی، شبیه به تاثیراتی بودند که در سایر درمان ها مانند درمان شناختی-رفتاری یا درمان دارویی دیده شده اند. یافته های مربوط به ذهن آگاهی بیشتر در نمونه ی سنین جوانی توسعه یافتند جاییکه طبق نتایج بدست آمده ذهن آگاهی به طورویژه در درمان علایم روانی موثر بوده است. بنابراین، به نظر می رسد مداخلات ذهن آگاهی در مقیاس وسیعی از گروه های سنی و جمعیت ها تاثیر نسبی دارد. این اثرات را می توان با توجه به بهبود کنترل شناختی ذهن آگاهی یا به معنای وسیع تر مهارت های شناختی بالاتر نظیر تغییر توجه، انعطاف پذیری شناختی و برنامه ریزی، توضیح داد.

ذهن آگاهی بروی توجه کردن و توانایی ما برای تنظیم احساساتمان تمرکز می کند، زیرا هدف این است که در لحظه فعلی متمرکز شویم و متوجه هر گونه افکار یا احساساتی که ممکن است در آن لحظه خاص تجربه کنید باشید. توانایی ما برای حفظ این کنترل شناختی می تواند تحت تأثیر مشکلات رفتاری و روانی در دوران کودکی و نوجوانی باشد. بنابراین این سوال مطرح می شود که آیا آموزش کنترل شناختی در اوایل دوران کودکی می تواند به جلوگیری از بروز مسائل رفتاری و روحی بعدی کمک کند.

در حالی که هنوز پاسخ این سوال را نمی دانیم، تحقیقات نشان می دهند که آموزش ده ساعت ذهن اگاهی در کودکان 4 تا 5 ساله می تواند منجر به بهبود قابل توجهی در کنترل شناختی شود. ادامه ی مطالعات در مورد این کودکان همانطور که آنها رشد می کنند و بزرگتر می شوند به ما کمک خواهد کرد که بفهمیم تا چه اندازه این تأثیرات ادامه خواهند داشت. مکانیسم های مغز که اساس این تاثیرات هستند هنوز درحال بررسی و تحقیق می باشند. توانایی نادیده گرفتن درد فیزیکی فقط با تمرکز بر محرک های خارجی یا داخلی نیازمند تعامل با قسمت های مغز پیشانی است که در کنترل شناختی  نیز دخیل هستند. از آنجاییکه چندین جمعیت بالینی وجود دارند که در زمینه ی کنترل شناختی (یعنی نارساخوانی، اختلال بیش فعالی کمبود توجه، افسردگی، اختلالات خوردن) مشکلاتی دارند، ذهن اگاهی به صورت بالقوه می تواند به عنوان درمان های مازاد برای هنجارکردن توانایی های کنترل شناختی و بهبود عملکرد و نتایج کلی در این جمعیتها مورد استفاده قرار گیرد.

 




منبع:    https://medicalxpress.com/news/2018-07-mindful-brains.html